تبلیغات
سوالات امتحانی - شعرروز
درس درس تا قیامت

شعرروز

سه شنبه 25 آبان 1389 05:32 ب.ظ

نویسنده : حامد آذری
ارسال شده در: مطلب روز ،
 دوست دارم قد یه بشکه بنزین ، خاطر خواتم قد یه پمپ بنزین، روز تولد تو بهترینم، هدیه بهت می دم یه کارت بنزین

   خداوندا چرا دل آفریدی ؟، چرا این دل را عاشق آفریدی ؟، اگر عاشق شدن جرم و گناه است، چرا سیمای زیبا آفریدی ؟

   با یک نگاهت زندگی را آموختم ، با یک نگاهت شروع به زندگی کردم و به یک نگاهت زندگی را باختم

   زندگی زیباست، زشتی های آن تقصیر ماست، در مسیرش هرچه نازیباست آن تدبیر ماست! زندگی آب روانی است روان می گذرد، آنچه تقدیر من و توست همان می گذرد

   نگاهم یاده باران کرده امشب، مرا سر در گریبان کرده امشب، غم و فریاد من از این و آن نیست ، دلم یاد رفیقان کرده امشب

   چشمامو وقف تــو کردم، دل به خلوت تــــو بستم ، هم ترانه پس كجایی؟! من كه مردم از جدایـی، دل شكسته و غــریبم، جون میدم اگـــه نیایی

   سیب سرخی را به من بخشید و رفت، عاقبت بر عشق من خندید و رفت، اشک در چشمان سردم حلقه زد، بی مرووت گریه ام را دید و رفت

   زندگی دفتری از خاطره است ، یک نفر در دل شب ، یک نفر در دل خاک، یک نفر همدم خوشبختی هاست ، یک نفر همسفر سختی هاست ، چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد، ما همه همسفریم

   جلوه‌ها‌ کردم‌ و‌ نشناخت مرا اهل دلی، منم آن سوسن وحشی که به ویرانه دمید

   تو بارانی من باران پرستم، تو دریایی من امواج تو هستم، اگرروزی بپرسی باز گویم، تو من هستی و من نقش تو هستم

   چندیست که بیمار وفایت شده ام، در بستر غم چشم براهت شده ام، این را تو بدان اگر بمیرم روزی، مسئول تویی که من فدایت شده ام

   یادها رفتند و ما هم میرویم از یادها، کی بماند برگ کاهی در میان بادها

   زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست، هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود، صحنه پیوسته به جاست، جز آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

   به نامردی نامردان قسم خوردم که نامردی کنم در حق نامردان عالم




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -