تبلیغات
سوالات امتحانی - شعرروز
درس درس تا قیامت

شعرروز

سه شنبه 25 آبان 1389 05:30 ب.ظ

نویسنده : حامد آذری
ارسال شده در: مطلب روز ،

نرسد دست تمنا چو به دامان شما ، میتوان چشم دلی دوخت به ایوان شما ، از دلم تا لب ایوان شما راهی نیست ، نیمه جانی سست در این فاصله قربان شما

   جان اسیر دل، دل اسیر دوست، دوست چه میداند، دل اسیر اوست

   کاش بدونی نبودنت ، ندیدنت یا واسه همیشه رفتنت هرگز بهونه نمی شه واسه از یاد بردنت

   یاری كه داد بر باد آرام و طاقتم را، ای وای اگر نداند قدر محبتم را

   قلب من در هر زمان خواهان توست  ،این دو چشمان عاشقم مهمان توست ، گرچه لبریز از غمی درمانده ام ، این نگاهم  در پی درمان توست    تمام شیرینی عسل از بوسه است، پاسخ هر بوسه ای یک بوسه است، بهترین هدیه پس از یک انتظار، بشنوید از من فقط یک بوسه است

   غبار از چهره ی نازت بگیرم یک شب پرده از رازت بگیرم تو در چشمان من یک سیب سرخی خدا قسمت کند گازت بگیرم

   شكوفهای صورتی فدای مهربونیات، یه دل كه بیشتر ندارم اونم فدای خوبیات

   كاش آن لحظه كه تقدیم تو شد هستی من، میسپردم كه مراقب باشی
جنس این جام بلورست، پر از عشق و غرور است
مبادا كه بازیچه شود، میشكند

   سکوتی بود بر قلبم که با آن میزدم فریاد، اگر از شهر غم رفتی مرا هرگز مبر از یا

   عمری با غم عشقت نشستم ، به تو پیوستم واز خود گسستم ، ولیکن سرنوشتم این سه حرف بود ، تو را دیدم، پرستیدم ، شکستم.

   یك نگاه بر ابر كردم، ابر باریدن گرفت، تكیه بر دیوار كردم، خاك بر فرقم نشست، خاك بر فرقش نشیند، آن كه یار از من گرفت.

   بـودنم را هیچ كس باور نداشت، هیچ كس كاری به كار من نداشت، بنویسید بعد مرگم روی سنگ، با خطو طی زیبا و خیلی قشنگ، او كه خوابیده است در این گورستان سرد، بودنش را هیچ كـس باور نكرد.

   قاصدک حرف دلم را تو فقط می دانی، نامه عاشقیم را تو فقط می خوانی، قاصدک هیچ کس با من نیست همه رفتند ، تو چرا می مانی؟

   عهدی که با تو بستم هرگز گسستنی نیست ، من مخلص تو هستم لازم به بستنی نیست

   نیلوفر تنها در این دنیا منم من، آن بی کسی که مانده دراینجا منم من ،جز عالمی دلدار و یار و دلبر و عشق ، آن کس که بی کس مانده و تنها منم من

دوچشمت سرزمین آرزوها، نگاهت داستان آشنایی است، امان از آن زمان كه قلب عاشق، گرفتار خزان یك جداییست




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -